العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)

36

بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)

به كار برده و استعمال مىشود و اين عبارت است از بخار رقيقى كه از اثر گرمى قلب و گردش خون توليد مىشود . 2 - معناى دوم روح عبارت است از همان موجود ارزشمند آسمانى كه حقائق و مطالب علمى را درك مىكند كه شرح و تفصيلش را در معناى دوم قلب بيان نموديم و اين معنا را اراده فرموده پروردگار در آيهء كه ميفرمايد ( اى رسول گرامى مردم راجع به روح و حقيقت آن پرسشهائى از تو دارند و در پاسخ آنان بگو كه روح يك امر الهى و حقيقت ربانى است ) اسرى 85 و اين حقيقت يك نحوه وجود عجيب الهى است كه عقول و افكار اكثر مردم از درك واقعيت آن عاجز و درمانده است و اما نفس - اين لفظ هم در موارد زيادى استعمال مىشود و آنچه با مقصود ما ارتباط دارد دو معنا است 1 - اينكه منظور از نفس آن غريزه و جهتى كه مركز و مصدر خشم و غضب و شهوت انسان است و اين اصطلاح شايع است در ميان اهل تصوف و عرفان چون در نظر آنها نفس يعنى آن حالت و خصوصيتى كه ريشهء و مركز صفات ناپسنديده است و در لسان آنها متداول است كه ميگويند مبارزه و جهاد با نفس و كشتن و شكستن آن لازم است منظور همين معنا است و به اين معنا اشاره فرمود پيغمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله كه فرمود ( سرسخت‌ترين دشمن تو همان نفس تو است كه ميان دو پهلوى تست ) 2 - معناى دوم نفس همان موجود لطيف و نفيس است كه بيان شد كه در واقع انسان او است و حقيقت و ذاتش همان است و نفس به اين معنا به لحاظ حالات و مراتب مختلفى كه دارد نامهاى گوناگونى دارد و در هر مقامى تعبير مناسب با آن مقام از او مىشود . اگر داراى حالت سكون و آرامش و در برابر دستورات خداوند اضطراب و تشويشى نداشته باشد و در مقابل حملات خواسته‌ها و شهوات و صحنه‌هاى هيجان انگيز محكم و استوار باشد او را در اين مقام نفس مطمئنه گويند كه خداى ميفرمايد يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً ( سورهء فجر 28 ) اى نفس مطمئن و آرام و اى انسان محكم و استوار با كمال خشنودى به طرف ما بيا كه منظور از نفس در اين آيهء معناى دوم است چون نفس به معناى اول نه تنها به طرف خدا حركت نميكند ، بلكه انسان را از خدا دور مىكند و او از نفرات سپاه ابليس و حزب شيطان است . و اگر آن حالت سكون و ثبات و طمانينه را نداشته باشد ولى در مقام دفاع و طرد خواسته‌ها و شهوات و در رتبهء اعتراض و انتقاد باشد در اين مقام نفس لوامه و سرزنش گر خوانده مىشود چون اگر انسان در عبادت مولا و معبود خود كوتاهى كند مورد ملامت و سرزنش او واقع مىشود و خدا ميفرمايد ( قسم بنفس ملامت‌گر انسان - قيامه 2 ) . و اگر حالت انتقاد و اعتراض را از دست داده و در برابر خواسته‌ها و شهوات و